عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
47
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
كاتبان وحى به تصحيح آنچه كه تغيير داده بود ، برآمدند ( 3 ) . آنچه كه بلاشر بر اين داستان افزوده ، درست نيست . امّا شاگرد بلاشر از داستان ابن ابى سرح چنين استنباط مىكند كه : « پيامبر [ ص ] متوجه اين امر نبود كه كاتب وى وقتى كه كلمات را بر او املا مىكند تا بنويسد ، تغيير مىدهد » « 1 » . وى در اين عبارت دو خطا دارد : 1 - وى در منبع خبرش به ابن ابى سرح ، به [ المصاحف ، ص 3 ] اشاره كرده است . آنچه كه كتاب « المصاحف » در اين باره آورده ، ارتباطى با ابن ابى سرح ندارد و خبر ابن ابى سرح در كتاب « المصاحف » مطلقا نيامده است . آنچه كه در موضعى كه بدان اشاره شد [ المصاحف ، ص 3 ] آمده ، اين چنين است : « حمّاد بن سلمه از ثابت و او از انس بن مالك روايت كرده است كه مردى براى پيامبر [ ص ] مىنوشت و آنگاه كه به او « سَمِيعاً بَصِيراً » گفته مىشد ، مىنوشت : « سَمِيعاً عَلِيماً » و هر گاه كه به او « سَمِيعاً عَلِيماً » گفته مىشد ، مىنوشت : « سَمِيعاً بَصِيراً » . وى سورهء بقره و آل عمران را خوانده بود - و كسى كه آن دو سوره را قرائت كند قرآن بسيارى را قرائت كرده است - وى مسيحى گشت و گفت : من آنچه را كه دلم مىخواست ، نزد محمد [ ص ] مىنوشتم . انس گفت : وى مرد و چون دفن شد ، زمين او را پس زد ، دوباره دفن شد و زمين باز ، وى را پس زد . انس گفت : ابو طلحه گفته است : من وى را بر روى زمين رها شده ديدم . » . پيداست اين مطلب پايان كار ابن ابى سرح ، با توجه به آنچه كه از زندگى وى نقل كردهايم ، نبوده است . 2 - بيان شاگرد بلاشر [ مندور ] بر اين دلالت دارد كه آن مرد براى مدّت طولانى به اين كار مىپرداخت در حالى كه ابن ابى سرح - آن طور كه از روايت ابو حيان فهميدهايم - و بنا به قول بلاذرى ، آن را تنها يك يا چند بار - ولى واقعا اندك - انجام داده است . در هر حال تصرف كاتب - چنان كه از متن حديث مشخص است - منحصر به لفظ مشخصى بوده و - اگر حديث درست باشد - تصرّف آن مرد ، بدون از بين رفتن معنا بوده . هر چند كه مطلب [ تصرف شدهء
--> ( 1 ) مصطفى مندور ، رسالة الشواذ ، ص 14 .